تيمارستان درونم به شورش برخاسته ؛ الان توانايي پاچه گيري شديدي دارم
برچسب:
نویسنده: کاوه جعفری


ما به اندازه ی کافی قضاوت شدیم . انگشت اشاره تون رو توی دماغتون فرو کنید و به سمت ما نگیریدش
محض اطلاع : نظراتتون تایید نمیشن ؛ بجز مواقعى كه " جواب دونى " اى غير ازينجا نباشه !
برچسب:
نویسنده: کاوه جعفری
واقعا فک میکنید با یک کیلو آرایش دابسمش صدا بچه بگیرید خیلی گوگولیه؟
برچسب:
نویسنده: کاوه جعفری


ما به اندازه ی کافی قضاوت شدیم . انگشت اشاره تون رو توی دماغتون فرو کنید و به سمت ما نگیریدش
محض اطلاع : نظراتتون تایید نمیشن ؛ بجز مواقعى كه " جواب دونى " اى غير ازينجا نباشه !
برچسب:
نویسنده: کاوه جعفری
من برای زرد شدن برگ درختاعم داستان سرایی میکنم . یه داستان در باب قرداد خورشید و برگا برای زندگی بخشیدن و از اون طرف نشون دادن اثر خورشید روی برگا
poor me !
برچسب:
نویسنده: کاوه جعفری
برچسب:
نویسنده: کاوه جعفری
برچسب:
نویسنده: کاوه جعفری


ما به اندازه ی کافی قضاوت شدیم . انگشت اشاره تون رو توی دماغتون فرو کنید و به سمت ما نگیریدش
محض اطلاع : نظراتتون تایید نمیشن ؛ بجز مواقعى كه " جواب دونى " اى غير ازينجا نباشه !
برچسب:
نویسنده: کاوه جعفری


ما به اندازه ی کافی قضاوت شدیم . انگشت اشاره تون رو توی دماغتون فرو کنید و به سمت ما نگیریدش
محض اطلاع : نظراتتون تایید نمیشن ؛ بجز مواقعى كه " جواب دونى " اى غير ازينجا نباشه !
برچسب:
نویسنده: کاوه جعفری
یه موقعیم هم داستان مینوشتم هم شعر میگفتم ؛ یه بار سعی کردم جفتشو با هم انجام بدم ! - بماند برای آینده : توی سلف بودیم که داشتم با ابیات ور میرفتم که یه نوع جدیدی از شعرو امتحان کنم - نتیجه مزخرف بود ولی بعد از یه سال نهایتا مصراع دوم یه بیتشو دوست داشتم ! :
" پیچک به دور پاره اش یکباره دست کشید / غم از پس و توی تنش در جان نفوذ کرد "
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 15:27  توسط كى
برچسب:
نویسنده: کاوه جعفری